آیا گره‌ها باز می‌شوند؟

|| به بهانه‌ی پخش برنامه‌ی تلویزیونی «گره»

زنهار... زین راه بی نهایت

چشمت را که بگردانی به راحتی می‌توانی مظاهر تغییر اندیشه و فرهنگ و رفتار و سبک زندگی جامعه‌ای را ببینی که روزگاری سودای تغییر جهان داشت و دارد. چشمت را که بگردانی به راحتی می‌توانی مظاهر غفلت‌هایی را ببینی که هم‌چون خوره بر پیکر جامعه‌مان افتاد و به وجود آورد آن‌چه را که نباید به وجود می‌آمد. چشمت را که بگردانی به راحتی می‌توانی استمرار و تولید مکرّر غفلت غلیظی را ببینی که آرام آرام می‌رود بخشی از پیکر ما را نابود سازد. چشمت را که بگردانی به راحتی می‌توانی آثار چوب ندانم‌کاری‌هایی را ببینی که خودمان بر سر خودمان وارد ساختیم. افراط و تفریط‌هایی که گاه و بی‌گاه مرتکب شده‌ایم و همه و همه در اثر سیاست‌زده‌گی نابودگری است که انگار به بزرگترین رسالت ما تبدیل شده است!
چشمت را که بگردانی به راحتی می‌توانی بفهمی چه فرصت‌های عظیمی که سوخته و تباه شده‌اند. و به طریق اولی چه فرصت‌های عظیم‌تری که پیش روی ماست، نه! بل‌که کنار دست ماست همین الآن؛ و ما هم‌چنان سرگرم بازی‌های بی‌اهمیت و مقطعی -یا لااقل کم‌اهمیت‌تر- هستیم. و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.
چشمت را که بگردانی به راحتی «گره»‌های کوری را می‌بینی که به فکر و زبان و رفتار و کردار جامعه‌مان افتاده؛ و دست صبوری لازم است تا آرام آرام این گره‌ها را باز کند. آیا وقت آن نرسیده است که این همه کوتاهی و غفلت و سیاست‌زده‌گی را کنار بگذاریم و از حاشیه به متن بیاییم.
این همه به بهانه‌ی پخش برنامه‌ی جذاب «گره» (+) از شبکه‌ی سوم تلویزیون از ذهنم گذشت. برنامه‌ای پررمق، سرحال و جدّی که پس از مدّت‌ها توانست مرا به مدّت شصت و یک دقیقه پای یک برنامه‌ی تلویزیونی از این دست بنشاند. برنامه‌ای متفاوت که نه سطحی بود و نه غیرجذاب. برنامه‌ای که صدا و تصویر و متن را به استخدام هدف درآورده و به خوبی توانسته ویژگی‌های متمایز قالب تلویزیون را در بر گیرد. و به نظر می‌رسد بعد از برنامه‌ی «راز» طالب‌زاده، حالا حلقه‌های مفقوده‌ی رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در حال پیداشدن است.
«گره» باید صبور باشد تا بتواند گره‌ها را تشخیص دهد و باز کند. به نظر من «گره» اگر چه در بهره‌گیری از صدا و تصویر موفق ظاهر شده -و تفاوتش را با برنامه‌های رادیویی نشان داده- اما در متن، کمی باید قوی‌تر باشد. «گره» اگر بخواهد مخاطب امروزی را با خود همراه سازد باید برای بیان حرف‌هایش کمتر به سراغ گزاره‌های جزمی برود مثل آن‌چه که در جمع‌بندی برنامه شاهدش بودیم. شاید اگر با روشی جدلی، حرف‌های خود را در قالب سؤال مطرح کند تأثیر بیشتری بر مخاطب بگذارد. «گره» می‌داند که نمی‌خواهد خطابه بخواند پس نباید دچار ملزومات خطابه شود. «گره» می‌خواهد قفل‌های ذهنی جامعه را بگشاید و برای این کار ابتدا باید جامعه‌ی سیاست‌زده و بی‌قرار امروز را آرام و هم‌راه خود سازد. «گره» باید بداند که این مسیر، جدیّت بیشتری می‌خواهد و اصلاً لازم نیست محافظه‌کار شود که اساساً محافظه‌کاری‌های بی‌خود، ما را به این روز انداخته است. «گره» باید بداند که رودربایستی‌ها را باید کنار گذاشت و می‌بایست جدّی بود. جدیّت با خود و با جهانی که روز به روز دگرگون‌تر می‌شود.
کوتاه سخن آن‌که
باید حقیقت را فهمید؛ بعد هم باید همان حقیقت را تبلیغ کرد. نمی‌شود با شیوه‌‌‌‌‌‌‌هاى سیاسى -شیوه‌‌‌‌‌‌‌هاى سیاست‌گران و سیاست‌مداران- در عالم فرهنگ حرکت کرد، این خلاف شأن فرهنگ است. در عالم فرهنگ بایستى گره‌‌‌‌‌‌‌گشائى کرد؛ بایستى حقیقت را باز کرد، بایستى گره‌‌‌‌‌‌‌هاى ذهنى را باز کرد. و این تبیین لازم دارد، یعنى همان کار انبیاء؛ فصاحت و بلاغتى هم که گفته‌‌‌‌‌‌‌اند در بیان لازم است، بلاغتش به این معناست. اگر چه که بلاغت را در کتب فنى به معناى مطابقه‌‌‌‌‌‌‌ى با مقتضاى حال معنا می‌کنند، اما آن یک معناى خاصى از بلاغت است؛ معناى اوّلى و صریح بلاغت این نیست؛ بلاغت یعنى رساندن، بلاغ یعنى رساندن... بلیغ یعنى رسا؛ رسا بگوئید، روشن بگوئید، مبیَّن بگوئید.(+)
امیرالمؤمنین فرمود: «لا یحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر». این پرچم را کسانى می‌توانند بلند کنند که اولاً بصیرت داشته باشند، بفهمند قضیه چیست، هدف چیست؛ ثانیاً صبر داشته باشند. صبر یعنى همین استقامت، ایستادگى، پابرجائى. (+)

/ 6 نظر / 8 بازدید
لعیا اعتماد سعید

واقعا دستتون درد نکنه.از این که برنامه رو دیدید متشکرم و از نظری که دادین ممنونم.ان شاالله صحبتاتون رو به گوش گروه می رسونم.باز هم تشکر.

طلبه ای در عصر انتظار

سلام در سخنان جدید آقا عبارت متینی بود که دلم را مثل همیشه برد: آن چيزى كه ما نياز داريم، آن چيزى كه ما دنبالش هستيم، عدالت حداكثرى است؛ نه صرفاً در يك حد قابل قبول؛ نه، ما دنبال عدالت حداكثرى هستيم؛

مرگ آگاهی

خواهشمند است نام پيوند «مرگ‌آگاهي» را به «باء» و آدرس را به http://ba.razedel.ir تغيير دهيد. با تشكر!

حسن سزاوار

سلام اولین قلمم تو بینات... ذکر مصیبت فرهنگ پایتختمان

سمایی

از آشنایی با وبتون خیلی خوشحالم موفق باشین

محور(مدیر پژوهش گره)

سلام . از ریزبینی و دقت بسیاری که نسبت به برنامه ما داشتید سپاسگزارم و امیدوارم گره بتواند بایدهای پیشنهادی شمارا تاحدی که به گفتمانش ضربه نزند به شدن تبدیل کند و حقیقتا در فضای خارج از عمل و تولید ونظارتهای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی با اکثر بایدهایتان شخصا موافقم و جسارت داشتن و دوری از محافظه کاری و جدیت راجز لاینفک کارمان به حساب می آوردیم اما ... تغییر مداوم کنداکنور برنامه و اولویت دادن برنامه هایی چون سفر بخیر و شوک وتردید داشتن در این گفتمان که همان گفتمان انقلاب است .. بایدهای ما را در مسیر "ناهموار" شدن قرار میدهد.