محکوم به اندیشه و نگارش؟ شاید...

|| دربارهی مشی رستاخیز جان

محکوم به اندیشه و نگارش

برادرم عباد از من خواسته تا در باب وبلاگ‌نویسی و موضوعاتی که می‌توان در وبلاگ بدان پرداخت بنویسم. او وبلاگ را محلی برای نوشتن افکار و نظرات نویسنده‌ی آن درباره‌ی مسایل دارای اهمیت و مورد علاقه‌اش می‌داند و در این باب من و او هم‌قصه‌ایم.
به نظر من اساساً وبلاگ جایی جز برای بیان نظرات شخصی نیست. از مسائل روزمره و اتفاقات خانه و دانشگاه و محل کار و متن جامعه گرفته تا مسائل کلان فرهنگی و سیاسی و تا عالی‌ترین مسائل فکری، می‌تواند -و بل‌که باید- در زمره‌ی دغدغه‌های وبلاگ‌نویس باشد. و پرداختن به این مسائل، حقّ هر کسی است که نسبت به اطراف خود بی‌تفاوت نیست.
اشکالی که برخی دوستان بر این نگاه دارند آن است که چرا باید نسبت به هر موضوع و هر حوزه‌ای -که شاید در آن تخصص هم نداشته باشیم- اظهار نظر کنیم؟
این اشکال به طرز ظریفی دچار مغالطه است:
اول این‌که صرف ورود به هر موضوعی به معنی ادعای تخصّص در آن موضوع نیست بل‌که صرفاً بیان نظر نویسنده در آن موضوع خاص است. این بیان نظر البته باید مبنا و غایتی نیز داشته باشد.
دیگر آن‌که نویسنده گاهی در یک موضوع، مطالعاتی -هر چند ناقص- داشته است. او نتایج این مطالعات را -صرفاً به عنوان نظر شخصی خود- در منظر سنجش و داوری دیگران قرار می‌دهد و البته که باب نقّادی بسته نبوده و چوب الف بر سر وبلاگ گشاده است.
و دست آخر این‌که در متن بسیاری از تحولات، برخی دوستان علاقه دارند نظر برخی دیگر از دوستان خود را در مورد وقایع اتفاقیه‌ی جامعه بدانند و برای بیان نظر، چه جایی بهتر از وبلاگ؟
و اما موضوعات؛ منطق تقسیم‌بندی موضوعات وبلاگ عباد بسیار خوب است. این منطق -ذیل نگاه اسلام ناب محمدی صلّی الله علیه و آله- مبتنی بر جایگاه تاریخی است که نویسنده‌ی وبلاگ در آن قرار دارد. این جایگاه البته ناظر به فهم نویسنده از ویژگی‌ها و شرایط شخصی، مختصات انقلاب اسلامی و جهان اسلام و نیز شرایط جهان معاصر است.
بر این مبنا موضوعات مورد علاقه‌ی رستاخیز جان بدین شرح است:
در باب اسلام ناب:
قرآن، حدیث، تاریخ اسلام، نظام ولایی اسلام، جهان‌بینی اسلامی.
در باب جهان معاصر:
انقلاب اسلامی، نهضت جهانی اسلام، تاریخ معاصر، دانشگاه، غرب، علم مدرن، تکنولوژی، فراماسونری، صهیونیزم، آمریکانیسم، سینمای استراتژیک.
در باب وقایع اتفاقیه:
تأملات فرهنگی (در نقد مسائل فرهنگی)، تأملات سیاسی (در نقد مسائل سیاسی)، تأملات رهایی‌آفرین (در نقد روزمرگی)، تأملات سینمایی (در معرفی و نقد فیلم)، یار مهربان (در معرفی و نقد کتاب).
عناوین ویژه:
حوراء (درباره‌ی جایگاه زن)، پاره‌های پولاد (درباره‌ی مردان نهضت روح الله)، یادنامه، شعر، داستان.
به قول عباد شاید به نظر آید که این تقسیم‌بندی بسیار وسیع است و نویسنده‌ی وبلاگ باید موضوعات محدودتری را برای نوشتن انتخاب کند. اما این موضوع‌بندی، مسیر نوشتن را روشن‌تر و ذهن نویسنده و خواننده را منظم‌تر می‌نماید، حتی اگر بنا باشد وبلاگ دیر به دیر به‌روز شود. و البته این طبقه‌بندی صلب نبوده و امکان تغییر از آن سلب نشده است.
در پایان بد نیست این نکته را هم ذکر کنم که در کنار تمام آن‌چه گفته شد، مشق «نگارش» نیز برای راقم این سطور اهمیت دارد و روی‌آوردن به وبلاگ پیش از هر امری به دلیل اجباری است که تو را ناگزیر از «نوشتن» می‌کند.

/ 9 نظر / 12 بازدید
محمد نمازی

سلام احسان جان خیلی متشکرم که دعوت بنده را اجابت کردی یکی از سرفصل های «عباد» سابق که جای دیگری بود، همین وقایع اتفاقیه بود و یکی از حرف هایی که در اولین یادداشتم در همان عباد زده بودم، این بود که باید نوشت حالا باید شروع کرد یا علی مددی

مرگ آگاهي

شما از طرف «مرگ آگاهي» دعوت شده‌ايد كه درباره بي‌احترامي به حضرت علي ع در سريال مختار مطلبي بنويسيد. با تشكر http://ghabr.blogfa.com/post-55.aspx

حیات باطنی

سلام بسیار زیبا است: «اگر «مرگ» آیینه‌ی زندگی است -که کیفیت آن‌را می‌نمایاند- و اگر «خواب» برادر مرگ، پس چرا «خواب» انعکاسی از زندگی نباشد؟ و بدین‌سان خواب‌های نامأنوس هر شب و روز، تصویر پریشانی‌ها و سرگشتگی‌هایی است که کیفیت زندگی امروز را می‌نمایاند. بنیاد این زندگی بر «غفلت دائم» از حقیقت جاودان است و «بی‌خبری محض» از خبر بزرگ آفرینش :: دنیای امروز دنیای خواب‌های نامأنوسی است که ریشه در بیداری‌های دروغین دارد. بیداری‌هایی از جنس خواب که سرشار است از تصاویر موهوم و خبرهای مصنوع، بی‌آن‌که خبری از آن‌چه به‌غیر از این‌که عرضه می‌شود باشد :: این‌جا از خبر بزرگ آفرینش خواهیم نگاشت و از سُکر غفلت‌های گونه‌گون. از وطن حقیقی خواهیم گفت و از سرگشتگی‌ و کولی‌وارگی انسان امروز. از مذهب بیداری خواهیم نوشت و از خواب‌های نامأنوسی که پرده‌دار ادراک‌اند. این‌جا شورش‌گاهی است بر هرچه و هرکس که به جاذبه‌ی خاک فرومی‌خواند تا روزی که آن عهد باطنی فرا رسد «و یخرج الحیّ من المیّت»...

مهاجر

سلام فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشي: اينكه سالمي يا مريضی. اگر سالم هستي، ديگه چيزي نمونده كه نگرانش باشي؛ اما اگه مريضي، فقط دو چيز وجود داره كه نگرانش باشي: اينكه دست آخر خوب مي شي يا مي ميري. اگه خوب شدي كه ديگه چيزي براي نگراني باقي نمي مونه؛ اما اگه بميري، دو چيز وجود داره كه نگرانش باشي: اينكه به بهشت بري يا به جهنم. اگر به بهشت بري، چيزي براي نگراني وجود نداره؛ ولي اگه به جهنم بري، اون قدر مشغول احوالپرسي با دوستان قديمي مي شي كه وقتي براي نگراني نداري! پس در واقع هيچ وقت هيچ چيز براي نگراني وجود نداره

محمدرضا مشایخی

سلام علیکم بما صبرتم ونعم عقب الدار از معرفی آقای طاهر زاده خیلی ممنونم ببخشید بعضی مواقع نظرات تندی میدم به قول علیرضا می گفت محمدرضا تو کی می خوای بزرگ بشی ایشا الله به قول سید حسین با عاریس عید بیرم

محمد نمازی

ما و نقشه جامع علمی کشور یادداشت جدید بنده در وبلاگم؛ عباد مطالعه و اظهار نظر بفرمایید ebadena.blogfa.com متشکرم

مبشر صبح

سلام با مطلبی با عنوان "شعار امسال ، در نظر شما؟" در خدتتون هستم و منتظر نظراتتون

رستاخیز جان (در پاسخ به نظر خصوصی یکی از دوستان)

سلام داداش... ببین به نظر من وبلاگ جاییه برای فکر کردن با صدای بلند. فرق نشریه با وبلاگ همینه که لزوما شما به فکر تعلیم نیستی. متوجهی چی میگم؟ یعنی این که مثلا در نشریه <...> ما قرار گذاشته بودیم طراز فکر بچه های دانشگاه رو بالا ببریم یا در نشریات دیگر. برای این کار مقاله آموزشی و... درج می کردیم. اما وبلاگ به نظر من جاییه برای 1. مشق نگارش :: حتما باید خود آدم بنویسه و کپی کردن مطلب از هر جایی اعتبار وبلاگ رو زیر سوال می بره. 2. تاملات شخصی :: هزار و یک مسئله ی فکری و گره دهنی داریم (عقیدتی- سیاسی- فرهنگی و...) که باید حل کنیم. هزار و یک اتفاق ساده و غیر ساده هر روز دور و بر ما پیش میاد که باید در مورد اون ها فکر کنیم. و این ها همه بستری است برای انتخاب این که چه باید بنویسی. گاهی یک اتفاق ساده در تاکسی یا اتوبوس آدم را در فکر فرو می برد. خب همین می تواند یک پست وبلاگ باشد و قص علی هذا! یک الگوی بسیار خوب وبلاگ نویسی که می تونه کمکت کنه: zhgh.parsiblog.com یاعلی